|
سمیه رسولی:
شروع می شود اینبار هم دوباره غزل
همان بهانه، همان عشق – عشق عزوجل-
به چشم های تو سوگند بی بهانه نبود
به چشم های تو سوگند - صبح شیر و عسل-
که بی بهانه ترین شعر را سرودیم و
به غصه های کبودت شدیم بچه محل
همیشه سایه خط خورده ات همین جاهاست
اگر غلط نکنم از پگاه روز ازل
*
ببین چقدر برای تو از خودم گفتم
ببین چقدر غرور تو ماند لاینحل
من و تو روی زبان های مردم افتادیم
من و تو و دل ...ضرب المثل شدیم ...مثل
**
همیشه شعر به اینجا که می رسد کافی است
ادامه سخن مفت عین علافی است
سراغ یک غزل تازه می روم شاید... |